آنیما و آنیموس

آنیما و آنیموس در روانشناسی

آنیما و آنیموس در مکتب روانشناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ به بخش ناهشیار یا خودِ درونیِ راستینِ هر فرد گفته می‌شود که در مقابلنقاب یا نمود برونی شخصیت قرار می‌گیرد. آنیما در ضمیر ناهشیار مرد به صورت یکی شخصیت درونی زنانه جلوه‌گر می‌شود و آنیموس در ضمیر ناهشیار زن به صورت یکی شخصیت درونی مردانه پدیدار می‌شود. یونگ برای نگرش بیرونی شخصیت حالتی را قائل بود که آن را نقاب می‌نامید. و در کنار این نیز معتقد بود همهٔ انسان‌ها نگرش و شخصیتی درونی هم دارند که در جهت دنیای ناهشیارمی باشد. یونگ برای توصیف و مشخص گردیدن جنبهٔ ناخودآگاه زنانهٔ شخصیت یک مرد از کلمهٔ آنیما استفاده می‌نمود. در مقابل کلمهٔ آنیموس هم جنبهٔ مردانهٔ شخصیت یک زن را ابراز می‌کند. این گونه جنبه‌های ناخودآگاه شخصیت در نوع رفتارهای زن و مرد اهمیت بسزایی دارد. که این قسمت‌ها مکمل‌هایی برای نقاب هستند. برای نمونه یونگ مثال‌هایی می‌آورد، مانند: ستمکاری که با توجه به روا داشتن ظلم ترس های درونی و کابوس های وحشتناک او را به ستوه آورده‌است، یا روشنفکری که نشان می‌دهد از لحاظ روانی بسیار احساساتیاست.

رفتار خرافی

رفتار خرافی در روانشناسی

رفتاری که ظاهراً به تقویت وابسته است ، اما در واقع هیچ رابطه‌ای با حضور یا عدم حضور تقویت‌ کننده ندارد. رفتار خرافی از تقویت ‌کننده ناوابسته (تقویت تصادفی) ناشی می‌شود. اسکینر در حین آزمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خود با کبوتر متوجه شد که رفتارهائی که با پاسخ مورد نظر آزمایشگر ، اصلاً ربطی نداشتند ، مانند دور زدن پرنده و سر را به‌سمت معینی گردانیدن ، به تصادف تقویت ‌شده و یاد گرفته شده بودند ، این‌گونه رفتار را اسکینر "رفتار خرافی" نام نهاده است.

پرسونا

پرسونا یا نقاب از نظر یونگ

مفهوم واژه پرسونا (نقاب) در مکتب روان‌شناسی تحلیلی ارایه شده توسط روان‌شناس سوئیسی کارل گوستاو یونگ عبارت است از آن چهرۀ اجتماعی که فرد به دنیای بیرون ارائه می‌کند. به گفته یونگ: «نوعی ماسک دست‌ساز٬ که فرد برای ایجاد نهایت تاثیرگذاری بر دیگران٬ و همین‌طور برای پنهان کردن ماهیت حقیقی خود٬ از خود ابداع می‌کند». در دورۀ رشد٬ توسعۀ یک پرسونای دوام‌پذیر٬ بخشی اساسی برای انطباق و آماده شدن برای دوره بزرگسالی در یک دنیای بیرونی٬ واقعی و اجتماعی است. یک«خود (Ego)» قوی٬ از طریق یک پرسونای انعطاف‌پذیر با دنیای بیرون ارتباط برقرار می‌کند.

خوشحالی

خوشحالی،شادی،خرسندی

خوشحالی، خرسندی یا شادی یک حالت روانی است که در آن فرد احساس عشق، لذت، خوشبختی یا شادی می‌کند. مسائل مختلفی همچون مسائل زیستی، روان شناختی یا دینی برای تعریف و دلیل خرسندی آورده شده‌است. دانشمندان دریافته‌اند که شادی و خوشحالی سبب تقویت سیستم دفاعی بدن و همچنین سیستم اعصاب انسان می‌شود. تحقیقات نشان داده‌است شادی رابطهٔ مستقیمی با مسائلی همچون روابط و تعاملات اجتماعی، وضعیت فرد از نظر داشتن شریک زندگی، کار، درآمد و حتی نزدیکی به انسان‌های شاد دارد. فیلسوفان و متفکران مذهبی شادی را واژه‌ای برای یکی زندگی خوب یا موفق و نه صرفاً یک احساس تعریف می‌کنند. بنابر برخی اطلاعات موجود که بر اساس دیدگاه مردم گردآوری شده‌اند، ایرانیان با جشن، بودن در کنار خانواده، مسافرت، پارک (امکانات اجتماعی)، پیروزی بر دیگران، پول‌دار بودن و سلامتی احساس شادی می‌کنند. یک نظرسنجی که توسط مؤسسه گالوپ در سال ۲۰۱۳ انجام شده حاکی از آن است که ایرانیان دومین مردم ناشاد در دنیا هستند. بنا به گزارش منتشر شده از این نظرسنجی، عراقنخستین کشور جهان در این فهرست است. بعد از عراق و ایران، کشورهای مصر، یونان و سوریه قرار دارند. در ایران فرهنگ غم و اندوه (ناشادی) از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود؛ ممکن است گاهی یک امتیاز مثبت به‌حساب آید و گاهی خندیدن و شادی نشانه جلف بودن تلقی می‌شود. این فرهنگ به سینما، تلویزیون، هنر و لطیفه‌های ایرانیان وارد شده‌است

 

خلاقیت

خلاقیت و آفرینندگی چیست

آفرینندگی یا آفرینشگری یا خلاقیت، مهم‌ترین و اساسی‌ترین قابلیت و توانایی انسان و بنیادی‌ترین عامل ایجاد ارزش است که در همهٔ ابعاد و جوانب زندگی وی نقش کاملاً حیاتی ایفا می‌کند. خلاقیت و نوآوری از والاترین ویژگی‌های انسان است. همهٔ علوم، تولیدات، فناوری‌ها، صنایع، ابداعات، اختراعات، هنرها، ادبیات، موسیقی، معماری و به طور کلی اساس انواع تمدن‌ها از ابتدا تاکنون و کلیهٔ دستاوردهای بشری، جلوه‌های گوناگونِ خلاقیت و نوآوری است. تمدن انسانی و زندگی وی بدون خلاقیت امکان‌پذیر نیست.خلاقیت مفهومی است که تعریف‌های آن در طول زمان تغییراتی کرده‌است و پژوهشگران مختلف تعاریف متعددی برای آن ارائه نموده‌اند که البته اشتراک معنایی زیادی دارند.به عنوان مثال تورنس، خلاقیت را به عنوان نوعی مسئله‌گشایی مد نظر قرار داده‌است. به نظر وی تفکرِ خلاقِ مختصر عبارتست از فرایند حس کردن مسائل یا کاستی‌های موجود دراطلاعات، فرضیه‌سازی دربارهٔ حل مسائل و رفع کاستی‌ها، ارزیابی و آزمودن فرضیه ها، بازنگری و بازآزمایی آن‌ها و سرانجام انتقال نتایج به دیگران.خلاقیت شامل تولید چیزی است که هم اصیل و هم ارزشمند باشد و نشأت گرفته از فرایندهای خودآگاه و ناخودآگاه انسان می‌باشد. از دیدگاه یک دیدگاه علمی محصولات تفکر خلاق گاهی اوقات به تفکر واگرا ارجاع داده می‌شود. همانند دیگر پدیده‌ها در علم یک دیدگاه یا تعریف یگانه از خلاقیت وجود ندارد و به طور متنوع به موارد زیر منسوب شده‌است: فرایند شناختی، محیطی اجتماعی، ویژگی فردی، شانس و همچنین مواردی مانند نبوغ، بیماری‌های روانی و شوخ‌طبعی پیوند داده شده‌است.

طرحواره

طرحواره ها در زندگی افراد

شاید بتوان گفت طرحواره یک بسته حافظه ایست که محتوای آن را آموزه های فرد در طول زمان شکل می دهد. باید توجه داشت که در روند پدیدایی طرحواره ها عواملی مثل بنیادهای زیستی فرد و عوامل مربوط به محیط تربیتی او مثل محیط خانواده، فرهنگ، تجارب وی در فرایند رشد، رخدادهای بزرگ و . . . تاثیر می گذارند.
این بسته حافظه ای مثل یک فیلتر بزرگ و پیچیده بر سر راه اطلاعات ورودی به حافظه و همچنین اطلاعات موجود در حافظه عمل کرده و با سرند، دسته بندی، و سازمان دهی، شکل گیری معانی جدید را در ذهن ممکن می سازد. طرحواره ها فراتر از یک باورند آنها ما را برای مقوله بندی اطلاعات و پیش بینی رخدادها توانا می سازند. یک طرحواره در برگیرنده مجموعه ای از خاطرات، هیجانها، حس های بدنی و شناخت هاست. ویژگی مقاوم بودن و سخت جانی طرحواره ها آنها را در صدر فهرست چالشهای کسانی می گذارد که در حرفه شان با ” تغییر ” سر و کار دارند.واژه طرحواره در روان شناسی و به طور گسترده تر در حوزه شناختی تاریخچه ای غنی و برجسته دارد. در حوزه رشد شناختی طرحواره را به صورت قالبی در نظر می گیرند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می گیرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبیین کنند. علاوه بر این ادراک از طریق طرح واره واسطه مندی می شود و پاسخهای افراد نیز توسط طرح واره جهت پیدا می کنند. طرحواره بازنمایی انتزاعی خصوصیات متمایز کننده یک واقعه است. به عبارت دیگر طرحی کلی از عناصر برجسته ی یک واقعه را طرح واره می گویند . 
در روان شناسی احتمالا این واژه ببیشتر با کارهای پیاژه تداعی می شود. چرا که او در مراحل مختلف رشد شناختی به تفصیل در خصوص طرح واره ها بحث کرده است. 

نشخوار فکری در یک نگاه کلی

نشخوار فکری به زبان کلی

نشخوار فکری در روانشناسی به عنوان تمرکز اجبارگونهٔ توجه یک فرد، بر علائم و علل یک پریشانی و توجه به دلایل آن و نتایجش، به جای تمرکز بر راه‌های حل آن تعریف شده است. نشخوار فکری مشابه نگرانی است، با این تفاوت که نشخوار فکری بر احساسات بد و تجارب گذشته تمرکز دارد، در حالی که توجه نگرانی بر امکان بالقوه وقوع حوادث بد در آینده است. هم نشخوار فکری، و هم نگرانی، مرتبط با اضطراب و سایر وضعیت‌های منفی هیجانی هستند. نشخوار فکری به طور گسترده‌ای به عنوان یک عامل آسیب‌پذیری شناختی و به عنوان زمینه‌ای برای افسردگی مورد پژوهش قرار گرفته است. با این حال، معنی نشخوار فکری در نظر تئوری‌های مختلف به معانی متفاوتی تعریف شده و معیارهای در نظر گرفته شده برای آن یکسان‌سازی شده نیست.

هیپنوتیزم چیست؟؟؟

تعریف هیپنوتیزم دز یک نگاه کلی

هیپنوتیزم یا خوابگری شاخه‌ای از علم روانشناسی است که در آن به وسیلهٔ تلقین، شخص در حالت خاصی از هوشیاری قرار می‌گیرد. هیپنوتیزم یا به طور دقیقتر هیپنوز موجب تسلط دیگری بر فرد نمی‌شود بلکه دیگری با ضمیر ناخودآگاه آدمی به مکالمه و القای تلقینات می‌پردازد. همهٔ هیپنوزها نحوی خودهیپنوتیزم است و هیپنوتیزور خارجی فقط مامای هیپنوز از درون انسان است و آن را می‌زایاند. همة مکاتب و عرفاً به نحوی با هیپنوز درگیر بوده‌اند. ضمیر ناخودآگاه تنها یک تئوریست که توضیح حقایق روی آن سوار می‌شود. هیپنوتیزور نمی‌تواند هرآنچه دوست داشت به سوژه تلقین کند. هیپنوتیزم یک امر خارق‌العاده نیست؛ و کارایی عجیب و غریب ندارد. اگر هم آثار غریبی داشته باشد در عدهٔ کمی دارد و خیلی قابل تکرار و تأیید نیست لذا از منظر علم رسمی پاره‌ای غرایب مشاهده شده در هیپنوز قابل اعتبار و برداشت کلی نیستند. (مبحث شستشوی مغزی البته در این وادی مطرح است ولی میزان پایداری این کارها باید بیشتر ارزیابی شود)هیپنوز خواب نیست. امواج مغزی در این حالت با امواج مغزی حالت خواب در بسیاری موارد فرق می‌کند. از یک منظر هیپنوز با تلقین معمولی هم فرق دارد چرا که مناطقی که بر اثر تلقین تحریک می‌شود با مناطق تحریک شده هنگام هیپنوز متفاوت است. در طی این فرایند، شخص هیپنوتیزور قادر است هر آنچه در نظر دارد به شخص هیپنوتیزم شده القا کند زیرا در این حالت تلقینات هیپنوتیزور بجای حواس بدن عمل می‌کند و ضمیر ناخودآگاه انسان را تحت کنترل خویش قرار می‌دهد. البته هرآنچه هیپنوتیزور می‌خواهد به هیپنوتیزم شوند تحمیل و تلقین نمی‌شود. هیپنوز جبر ایجاد نمی‌کند.

کارایی نوروفیدبک

کارایی نوروفیدبک در روانشناسی

نوروفیدبک در اصل نوعی بیوفیدبک است که با استفاده از ثبت امواج الکتریکی مغز و دادن بازخورد به فرد تلاش می‌کند که نوعی خودتنظیمی را به آزمودنی آموزش دهد. بازخورد به طور معمول از راه صدا یا تصویر به فرد ارائه می‌شود و از این طریق فرد متوجه می‌شود که آیا تغییر مناسبی را در فعالیت امواج مغزی خود ایجاد کرده‌است یا خیر. در نوروفیدبک سنسورهایی که الکترود نامیده می‌شوند بر روی پوست سر بیمار قرارمی‌گیرند. این سنسورها فعالیت الکتریکی مغز فرد را ثبت و در قالب امواج مغزی (دراغلب موارد به شکل شبیه‌سازی شده در قالب یک بازی کامپیوتری یا فیلم ویدئویی) به او نشان می‌دهند. در این حالت پخش فیلم یا هدایت بازی کامپیوتری بدون استفاده از دست و تنها با امواج مغزیِ شخص انجام می‌شود. به این شکل فرد با دیدن پیشرفت یا توقف بازی و گرفتن پاداش یا از دست دادن امتیاز یا تغییراتی که در صدا یا پخش فیلم به وجود می‌آید، پی به شرایط مطلوب یا نامطلوب امواج مغزی خود برده و سعی می‌کند تا با هدایت بازی یا فیلم، وضعیت تولید امواج مغزی خود را اصلاح کند. مطالعات دربارهٔ نوروفیدبک تقریباً از دهه ششم قرن بیستم میلادی آغاز شده‌است و هنوز هم یکی از حیطه‌های فعال پژوهشی در علوم مغز است.

 

اختلال کم توجهی_بیش فعالی به زبان ساده

اختلال کم توجهی یا بیش فعالی به زبان ساده

اختلال کم توجهی- بیش فعالی یا همان ADHD یک اختلال رفتاری رشدی است. معمولاً کودک توانایی دقّت و تمرکز بر روی یک موضوع را نداشته، یادگیری در او کند است و کودک از فعّالیّت بدنی غیر معمول و بسیار بالا برخوردار است. این اختلال با فقدان توجه، فعّالیت بیش‌ازحد، ،رفتارهای تکانشی یا ترکیبی از این موارد همراه است. هر کودکی با شک ADHD باید به دقت تحت نظر یک پزشک معاینه گردد. بسیاری از این کودکان، یک یا چند اختلال رفتاری دیگر نیز دارند. همچنین ممکن است یک مشکل روانی مانند افسردگی یا اختلال دوقطبی داشته باشند. ADHD شایعترین اختلال رفتاری در سنین کودکی و بلوغ است، و حدود ۳٪ تا ۵٪ کودکان قبل از هفت سالگی به آن مبتلا می‌شوند. این عارضه بیشتر در دوران ابتدایی مدرسه برای کودکان و در هنگام بلوغ رخ می‌دهد و با افزایش سن بسیاری از بیماران بهتر می‌شوند.علت بیشتر مبتلایان به عارضه بیش فعالی هنوز روشن نیست ولی گمان می‌رود که جزو بیماریهای چند عاملی با ریشه ژنتیکی و محیط در ارتباط باشد.درمورد علت تروما و عفونت مغزی البته قطعی‌ بودن علت وجود دارد. عامل ژنتیکی این عارضه بیشتر در پدران کودکانی که دچار بیش فعالی هستند وجود دارد اما عوامل محیطی نیز بر افزایش شدت این عارضه بسیار مؤثر هستند. این اختلال به میزان دو تا چهار برابر در پسران نسبت به دختران شایعتر است. اگر در دوران نوزادی یعنی چهار هفته اول تولد، کودک با مشکل تغذیه یا بهداشتی، روانی مواجه باشد یا اگر مادر در دوران بارداری سیگار یا الکل مصرف کند، این کودکان بیشتر در معرض خطر بیش فعالی قرار دارند.

خود آرمانی

خود آرمانی در برابر خود واقعی

هر انسانی آرمان ها و آرزوهایی دارد  که در صدد دستیابی به آنهاست. به عبارت دیگر ، هر انسانی دارای “خودآرمانی” است که سعی دارد خود را شبیه آن سازد و به آن برساند.خودآرمانی به ما انگیزه تلاش می دهد و اهداف ما را تنظیم می کند، اما گاهی اوقات این خود آرمانی غیر قابل دسترسی است، زیرا دسترسی به آن فراتر از توانایی یک انسان معمولی است. در این حالت، فردی که چنین آرمان هایی دارد، از خود ناخشنود می شود و خود را سرزنش می کند. ناخشنودی از خود به سرزنش خود منتهی می شود . در این صورت عزت نفس آسیب می بیند و سبب می شود که فرد در دام افسردگی بیفتد.خودآرمانی در افراد کمال گرا قابل دستیابی نیست، این افراد به طور دائم در مقایسه خود واقعی ( آنچه که هستند) با خود آرمانی( آنچه که می خواهند باشند) هستند این مقایسه ها بر نارضایتی و خشم آنها از خود می افزاید و دقیقاً به این سبب است که این افراد در معرض افسردگی قرار دارند. اگر مایل اید از شر کمال گرایی رها شوید به فاصله بین خود واقعی و خود آرمانی توجه کنید. اگر فاصله بین آنها زیاد است از خود بپرسید چه انتظاری از خود دارم؟ خودآرمانی من دارای چه ویژگی های است؟ آیا این امکان وجود دارد که به آنها برسم؟ در صورتی که احساس می کنید از خودتان راضی نیستید و خود را زیاد سرزنش می کنید باید برای این خود آرمانی فکری بکنید.عدم رضایت و ناخشنودی از خود به این معناست که شما آنچه که می خواهید، نیستید. به راستی شما می خواهید چه کسی باشید؟

انگیزش

تعریف انگیزش در روانشناسی

انگیزش به فرآیندهایی ارتباط دارد که به رفتار، نیرو و جهت می‌دهد. این فرآیندها عبارتند از: نیازها، شناخت‌ها، هیجان‌ها و رویدادهای بیرونی. نیازها با شرایط درونی فرد که برای ادامه‌ی زندگی و رشد و سلامتی ضروری است، مرتبط است. شناخت‌ها، عقاید، باورها و رویدادهای ذهنی، انتظارات و خودپنداره را شامل می‌گردد که نحوه‌ی تفکّر را بیش‌تر نشان می‌دهد. هیجان‌ها، به صورت پدیده‌های ذهنی، زیستی، هدفمند و اجتماعی و چند بعدی هستند. رویدادهای بیرونی، مشوّق‌هایی است که رفتار فرد را نیرومند می‌سازد و به سمت رویدادهایی هدایت می‌کنند، گرچه ممکن است این رویدادها از پیامدهای مثبت یا آزاردهنده خبر دهند.انگیزش را معمولاً به سه طریق نشان می‌دهند: رفتار، فیزیولوژی و گزارش شخصی. رفتارهای باانگیزه شامل: تلاش، نهفتگی، پایداری، انتخاب، احتمال پاسخ، جلوه‌های صورت و حالت‌های بدن را شامل می‌شود. فعّالیّت سیستم عصبی مرکزی و هورمونی که برای درک شالوده‌ی زیستی انگیزش و هیجان (که اطّلاعات بیش‌تری را در اختیار ما می‌گذارند)، فیزیولوژی انگیزش را بیان می‌کند. در نهایت، گزارش شخصی از طریق مصاحبه‌ها و پرسش‌نامه‌ها اندازه‌گیری می‌گردد.

سازگاری اجتماعی

سازگاری اجتماعی در یک نگاه

روان‌شناسان سازگاری فرد را در مقابل محیط مورد توجه قرار داده و خصوصیاتی از شخصیت را به هنجار تلقی كرده‌اند كه به فرد كمك می‌كند تا خود را با جهان پیرامون سازگار كند، و با دیگران در صلح و صفا زندگی و در جامعه جایگاهی كسب نماید. در این میان سازگاری اجتماعی انعكاسی از تعامل فرد با دیگران، و رضایت از نقش‌های خود و نحوه عملكرد در نقش‌ها است كه به احتمال زیاد تحت تاثیر شخصیت، فرهنگ و انتظارات خانواده قرار دارد. سازگاری اجتماعی معمولا در اصطلاحات نقش‌های اجتماعی، عملكرد نقش، درگیر شدن با دیگران و رضایت با نقش‌های متعدد مفهوم‌سازی شده است. عواملی چون: عوامل پزشكی، تربیت و اختلالات عاطفی و هیجانی، ارثی، محیطی و اجتماعی بر سازگاری اجتماعی موثر است.

طبیعت در برابر تربیت

طبیعت در برابر تربیت

تقابل طبیعت و تربیت یكی از اسرار بزرگ ذهن بوده و پژوهش های زیادی بر نقش نسبی ژن ها و محیط در تعیین ویژگی های فردی از توانایی های ورزشی گرفته تا شخصیت و یا استعداد چاقی بر آن متمركز بوده اند.
بیش از یك قرن پیش سرفرانسیس گالتون مطالعه بر روی نقش ژن ها در تعیین هوش را آغاز كرد. وی چنین فرض كرد كه والدین هوش را به فرزندان شان انتقال می دهند و آنها نیز ژن های تقویت كننده هوش را به فرزندان خویش منتقل می كنند. او به منظور آزمایش اندیشه های خود از روشی استفاده كرد كه امروزه هم كاربرد گسترده ای دارد: مطالعه بر روی دوقلوها. دوقلوهای همسان علاوه بر اینكه شبیه یكدیگر به نظر می رسند، ژن های دقیقا یكسانی را حمل می كنند. برای مثال با بررسی تفاوت های بین دوقلوهای همسان و غیرهمسان كه در یك محیط پرورش یافته اند اما ژن های متفاوتی دارند، دانشمندان می توانند اثرات محیط را در برابر وراثت ارزیابی كنند.

بهداشت روانی

بهداشت روانی در یک نگاه

بهداشت روانی؛ یعنی داشتن احساس آرامش و امنیت درون و به دور بودن از اضطراب، افسردگی و تعارض های مزمن روانی. از منظر دیگر، بهداشت روانی؛ یعنی بهره مندی از سلامت ذهن و اندیشه و تفکر. درصد قابل توجهی از بیماری های جسمانی، ریشه روان شناختی دارند و بهره مندی از بهداشت روان می تواند بر سلامت جسم اثر مثبتی داشته باشد. از آن سو، سلامت جسم نیز بستر مناسبی برای رسیدن به احساس امنیت درون و سلامت ذهن و روان است.نوع نگرش و باورهای آدمی درباره زندگی و محیط پیرامون خود و نیز تعهدات ارزشی و ویژگی های زندگی فردی و اجتماعی انسان، در بهره مندی از بهداشت روانی مطلوب بسیار اثر گذارند. بهداشت روانی، قوانین مربوط به سلامت عاطفی را در برمی گیرد، به گونه ای که فرد بتواند مشکلات را به آرامی پشت سرگذارد؛ به شرط آنکه بداند چگونه از فشارهای روانی و نگرانی پیش گیری کند. 

تحلیل رویا

تحلیل رویا از نظر فروید

فروید معمولا از درمانجویان خود می خواست رویاهای خود را بعد از بیدار شدن یادداشت کنند تا بتوانند در جلسه درمان درباره آن ها بحث کنند. فروید رویاها را به «شاهراهی به ناهشیار» می دانست. او باور داشت که محتوای رویاها به وسیله فرآیندهای ناهشیار و همین طور رویدادهای آن روز تعیین می شود. تکانه های ناهشیار به صورت ارضای میل در رویاها ابراز می شوند. در نظریه فروید محتوای درک شده رویا محتوای آشکار نامیده می شود. محتوای پنهان یا نمادی رویا محتوای نهفته آن است. اگر مردی خواب ببیند که پرواز می کند پرواز کردن محتوای آشکار رویای اوست. فروید معمولا پرواز کردن را به صوررت نماد نعوظ تعبیر می کند. نگرانی زیاد درباره توانایی جنسی ممکن است محتوای نهفته این رویا را تشکیل داده باشد. فروید معتقد بود که محتوای رویای یکسانی ممکن است برای افراد مختلف معانی متفاوتی داشته باشد، بنابراین روان کاو باید بررسی کند که یک رویای خاص برای هر درمانجو چه معنایی ممکن است داشته باشد.

ناکامی

توضیح ناکامی در روانشناسی

ناکامی حالتی هیجانی است که وقتی تلاش های فرد برای رسیدن به یک هدف با مانع رو به رو می شود روی می دهد. ناکامی منبع دیگر استرس است. تعدادی از منابع ناکامی واضح هستند. به نوجوانان گفته می شود که آن ها برای آرایش کردن، رانندگی، بیرون رفتن، پرداختن به فعالیت جنسی، پول خرج کردن، مشروب خواری یا کارک ردن هنوز خیلی کوچک هستند. سن مانعی است که آن ها را ملزم می دارد تا خشنودی را به تاخیر اندازند. ما بزرگسالان در صورتی که هدف های خود را خیلی بلند پروازانه تعیین کنیم یا درخواست های غیر منطقی داشته باشیم خود را ناکام می کنیم. اگر سعی کنیم تایید دیگران را به هر قیمتی جلب کنیم یا اصرار کنیم که باید در تمام کارهای خود عملکرد عالی داشته باشیم خود را محکوم به شکست و ناکامی خواهیم کرد.

بیماری آلزایمر در یک نگاه

بیماری آلزایمر در یک نگاه کلی

بیماری آلزایمر،بیماری مغزی برگشت ناپذیر است که از مرگ سلول های مغز در چند منطقه آن ناشی می شود که به آهستگی  اما به طور بی امان توانایی ذهنی افراد را زایل می کند. آخرین مراحل این بیماری به از دست دادن گویایی و توانایی کنترل کردن حرکت بدن و سرانجام به مرگ منجر می شود. بیماری آلزایمر تقریبا 10 درصد افراد بالای 65 سال و نیمی از افراد بالای 85 سال را مبتلا می کند. ما بیماری آلزایمر را در قسمت مربوط به رشد  شناختی منظور کردیم زیرا با تباهی فرآیندهای ذهنی مانند حافظه، استفاده از زبان، قضاوت و حل مسئله و تغییرات در شخصیت مشخص می شود. هنگامی که این بیماری پیشرفت می کند افراد چهره های آشنا را تشخیص نمی دهند یا نام آن ها را فراموش می کنند. در مرحله بسیار شدید افراد مبتلا به بیماری آلزایمر اصولا درمانده می شوند. آن ها نمی توانند ارتباط برقرار کنند یا راه بروند و برای رفتن به توالت و تغذیه نیازمند کمک هستند. بیماری آلزایمر عملکرد شغلی و اجتماعی را به طور جدی مختل می کند. آلزایمر نوعی بیماری است نه بخش طبیعی فرآیند پیری. عوارضی که این بیماری برای قربانیان آن و برای کسانی که از آن ها مراقبت می کنند عموما همسرانی که خودشان با چالش ها های پیری دست به گریبان است بی شمار است. علت های بیماری آلزایمر نامعلوم هستند اما شواهد اخیر به دخالت ژنتیک اشاره دارند. دانشمندان به نقش ژن هایی که تولید پروتئین درگیر در تشکیل رسوبات مغز را تنظیم می کنند مشکوک هستند.

بی خوابی

بی خوابی در روانشناسی

افراد مبتلا بی خوابی مزمن از مشکل به خواب رفتن،خفته ماندن یا برگشتن به خواب بعد از بیداری های شبانه شکایت دارند. عوامل متعددی از قبیل درد یا اختلال های جسمانی، اختلال های روانی مانند اضطراب و اختلال های خلقی یا سو مصرف مواد موجب بی خوابی می شوند. عوامل دیگری نیز مانند مزاحمت بچه ها، عوامل محیطی مانند سروصدا، نور و دما حتی خرخر کردن همسر ممکن است در بی خوابی دخالت داشته باشند.افراد مبتلا به بی خوابی هنگامی که سعی می کنند خود را وادار به خوابیدن کنند مشکلات خواب خود را بدتر می کنند. نگرانی آن ها سطح برانگیختگی جسمانی و تنش عضلانی را تشدید می کند. شما نمی توانید خود را وادار به خوابیدن کنید. فقط می توانید با دراز کشیدن و آرمیده شدن هنگامی که خسته هستید زمینه را برای خواب فراهم کنید. اگر خیلی روی خواب تمرکز کنید از چنگ شما می گریزد.

مثلث عشق

مثلث عشق استرنبرگ

به عقیده استرنبرگ (روانشناس) عشق از سه عنصر اصلی تشکیل می شود: صمیمیت، تعهد و احساس تعهد

1- صمیمیت عنصر هیجانی عشق است و در میان گذاشتن اطلاعات خصوصی و پرورش دادن احساس های پذیرش متقابل را شامل می شود. 

2- شهوت نیروی انگیزشی در پس عشق است و جاذبه و میل جنسی برای صمیمیت جنسی را شامل می شود. شهوت موجب شیفتگی به معشوق و اشتغال ذهنی به او می شود. شهوت به سرعت برانگیخته، اما سریعا نیز محو می شود مخصوصا در نوجوانان.

3- احساس تعهد عنصر شناختی یا تصمیم گیری عشق را در بردارد. در آغاز فرد نتیجه می گیرد که آیا «عاشق شده است» یا نه. اما با گذشت زمان تصمیم اولیه به احساس تعهد بادوام نسبت به طرف مقابل و رابطه تبدیل می شود.

خودپنداره

خودپنداره در روانشناسی

خودپنداره برداشت شما از خودتان است. خودپنداره صفات یا ویژگی هایی مانند انصاف،شایستگی،معاشرتی و غیره را منعکس می کند که به خودتان نسبت می دهید. خودپنداره شما بر نگرش اساسی شما نسبت به خودتان -عرت نفس شما - تاثیر مهمی دارد. عزت نفس به چند عامل بستگی دارد که تایید اجتماعی، شایستگی و مغایرت بین نحوه ای که خود را بردشت می کنید و آنچه که فکر می کنید باید باشید- یعنی خود آرمانی از آن جمله هستند.

شایستگی خود را افزایش دهید

طریقه ی افزایش دادن شایستگی خود

کتاب فروشی ها پر از کتاب های اصلاح خود هستند- همه چیز از باغبان بهتر شدن تا یادگیری نحوه ی لباس پوشیدن برای موفقیت. برای اصلاح کردن خودتان چه کاری می توانید انجام دهید؟ چه مهارت هایی را می توانید تقویت کرده یا کسب کنید؟ خواه شما 20 ساله یا 50 ساله باشید می توانید مهارت ها و تمایلات تازه ای را پرورش دهید. آیا شما سینما رفتن را دوست دارید؟ چرا درباره تاریخچه سینما مطالعه نکنید؟ آیا از گوش کردن به پیانو لذت می برید؟ چرا درس های پیانو نگیرید؟ آیا دوست دارید برقصید ولی چند کیلو اضافه وزن دارید؟ به استودیوهای محلی مراجعه کنید تا افرادی را ببینید که تیپ های بدن متفاوتی دارند. نکته این است که لزوما نباید در هر کاری که به آن علاقه دارید عالی باشید. از طریق پرورش دادن خود، عزت نفس خویش را بالا خواهید برد و در عین حال مطالب بیشتری خواهید داشت تا با دیگران درباره آن ها گپ بزنید.

شوخ طبعی

شوخ طبعی و اثر آن

این عقیده که شوخی فشارهای زندگی را سبک کرده و به افراد کمک می کند تا با استرس کنار بیایند، قدمت هزار ساله دارد. مقداری شوخی نه تنها ما را به خنده می اندازد بلکه به ما کمک می کند تا ذهن خود را حداقل برای مدتی از منابع استرس در زندگی خود منحرف کنیم. با اینکه یافته های علمی درباره منافع بالقوه شوخی قطعی نیستند اما شوخی می تواند به افراد کمک کند با فشارهای استرس زایی که در زندگی روزمره با آن ها روبه رو می شوند کنار بیایند.

زبان بدن

زبان بدن در روانشناسی

زبان بدن ( body language) عامل مهمی در تشکیل طرحواره های شخص است. زبان بدن نشانه های مهمی را  درباره افکار،نگرش ها و احساسات فرد تامین می کند به فرض اینکه ما اطلاعات را درست درک کنیم. برای مثال نحوه ای که افراد خود را انتقال می دهند نشانه هایی را در مورد اینکه چگونه احساس می کنند و چگونه احتمال دارد که رفتار کنند در اختیار می گذارد. وقتی که افراد «کفری» هستند بدنشان اغلب خشک و انعطاف ناپذیر است. افراد آرمیده اغلب «شل و وارفته» هستند. ترکیبات مختلف تماس چشمی، وضع اندامی و فاصله بین افراد نشانه هایی را در مورد خلق و احساسات آن ها نسبت به طرف مقابلشان در اختیار می گذارد. زبان بدن مانند زبان گفتاری از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت دارد. ژست های یکسان ممکن است در یک فرهنگ معنی بسیار متفاوت با فرهنگ دیگر داشته باش. برای مثال مردم در بلغارستان برای علامت دادن نه سر خود را بالا و پایین تکان می دهند. افراد در چین وقتی که از انگشتان خود برای نشان دادن عدد هشت استفاده می کنند شست و انگشت مجاور را باز می کنند. در آمریکای شمالی همین ژست به صورت اشاره به تفنگ برداشت می شود.

صمیمیت

صمیمیت در روانشناسی

در تعاریف روان شناختی، مفهوم صمیمیت نیز که به معنای احساس نیاز برای برقراری روابط نزدیک با کسی است که عاشقش هستیم، می تواند با ایجاد هیجان های مثبت خوشحالی و شور و شعف همراه شود که نتیجه آن به غیر از حس لذت، رشد شخصیتی است ولی متاسفانه برخی افراد از برقراری روابط نزدیک و صمیمانه با همسالان، دوستان، خانواده یا حتی برقراری رابطه عاشقانه با همسر خود دوری می کنند. گاهی پرهیز از روابط صمیمی و نزدیک شدن به دیگران به دلیل آن است که فرد این گونه روابط را پرمخاطره می پندارد و نگران تعهدات و قیدوبندهای مربوط به روابط بین فردی است. چنین افرادی صمیمیت را مغایر آزادی شخصی می دانند و به همین دلیل سعی می کنند به دیگران نزدیک نشوند. برخی افراد نیز همواره نگران هستند که حقوقشان در روابط بین فردی پایمال شود. آنها فکر می کنند نزدیک شدن به دیگران، یعنی نادیده انگاشتن خود. این افراد از صمیمیت پرهیز می کنند تا دچار چنین مشکلی نشوند. بسیاری از مردم هم مدام نگران هستند که دیگران آنها را تایید نکنند و چنانچه مورد قضاوت و انتقاد دوستان خود قراربگیرند، به شدت نگران و مضطرب می شوند. آنها به همین دلیل خود را از دیگران دور نگه می دارند و کمتر وارد گفت وگو و بحث ها می شوند تا کمتر مورد داوری قرار بگیرند.

خشونت

خشونت در روانشناسی

خشونت حالتی از رفتار است که با استفاده از زور فیزیکی و یا غیر فیزیکی فرد خشن خواسته خود را به دیگران تحمیل می‌کند. خشونت ممکن است در اثر خشم اتفاق افتد. خشونت از نظر لغوی به معنای خشکی، تندی و سختی است.هرگونه رفتاری که با هدف وارد نمودن آسیب به یک یا بیش از یک پدیده صورت گیرد رفتار خشونت‌آمیز نام می‌گیرد. رفتار خشونت‌آمیز می‌تواند در سطح آگاهانه یا نا آگاهانه صورت گیرد.علل رفتار خشونت‌آمیز در نوع بشر غالباً موضوع پژوهش علم روانشناسی و جامعه‌شناسی است. ژان ولاوکا زیست شناس سیستم اعصاب بدین منظور تأکید می‌کند که «رفتار خشونت‌آمیز به عنوان رفتار تهاجمی فیزیکی عمدی در مقابل فرد دیگر تعریف شده‌است».

 

رضایت زناشویی

رضایت زناشویی در زوجین

رضایت از ازدواج و رضایت از زندگی زناشویی در کیفیت و دوام و بقای آن، اثر غیرقابل انکاری دارد.وقتی زن و شوهر از ازدواج خود رضایت داشته باشند، خانواده از استحکام خوبی برخوردار می ­شود و آنها می­ توانند ازآسیب ­ها در امان بمانند. بنابراین، اهمیت مسأله ایجاب می ­کند که هنگام همسرگزینی، افزون بر عوامل مهمی چون ویژگی ­های شخصیتی، سبک زندگی، عوامل شناختی و… به عوامل عینی مهم ­تری چون همسان ­همسری قومی و مذهبی و عوامل جمعیت­ شناختی (سن ازدواج، فاصله سنی، نحوه انتخاب همسر و…) نیز توجه شود تا با انتخابی درست در سایه خشنودی و رضایت زوجی، محیطی سالم و سازنده فراهم شود و پایه و اساس نسل­ های آینده، پیشرفت جامعه، اعتلای فرهنگ و انتقال ارزش­ ها در آن امکان ­پذیرشود.رضایت زناشویی حالتی است که طی آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند. رضایت مندی زناشویی را پیامد توافق زناشویی می‌دانند که رابطه مناسب بین زن و شوهر را توصیف می­ کند. در واقع، رضایتمندی زناشویی، یک ارزیابی کلی از وضع فعلی ارتباط ارائه می ­دهد. همچنین رضایت زناشویی یکی از گسترده­ ترین مفاهیم برای تعیین میزان شادی و پایداری رابطه است.

هیجان

هیجان در روانشناسی

هیجانها چند بعدی هستند. هیجانها به صورت پدیده‌های ذهنی ، زیستی ، هدفمند و اجتماعی وجود دارند. هیجانها از این نظر احساسهای ذهنی هستند که باعث می‌شوند به صورت خاصی مثل عصبانی یا شاد احساس کنیم. هیجانها واکنش‌های زیستی هم هستند. آنها پاسخهای بسیج کننده انرژی‌اند که بدن را برای سازگار شدن با هر موقعیتی که روبرو می‌شویم آماده می‌سازند. برای مثال خشم نوعی میل انگیزشی در ما ایجاد می‌کند تا کاری انجام دهیم که معمولا آن را انجام نمی‌دهیم، مثلا با یک دشمن بجنگیم یا به یک بی‌عدالتی اعتراض کنیم. هیجانها پدیدهای اجتماعی نیز هستند. وقتی هیجانی می‌شویم علائم قابل تشخیص چهره‌ای ، ژستی و کلامی می‌فرستیم که کیفیت هیجان پذیری ما را به دیگران منتقل می‌کند. (مثل حرکت ابروهایمان و تن صدایمان)

فرسودگی شغلی

فرسودگی شغلی در روانشناسی

فرسودگی شغلی را می‌توان به عنوان یک واکنش در برابر فشارهای مزمن و پاسخ به فشارهای کاری یا سازمانی، معرفی نمود.نتایج تحقیقات نشان می‌دهد فرسودگی شغلی موجب تباهی در کیفیت خدماتی می‌گردد که به وسیلۀ کارکنان ارایه می‌شود و می‌تواند عاملی برای غیبت، تضعیف روحیه و عدم مسئولیت‌پذیری گردد. علاوه بر این، فرسودگی شغلی با نگرانی‌های شخصی مثل خستگی جسمی، بی‌خوابی، افزایش مصرف دارو و الکل و بروز مشکلات خانوادگی، همبستگی دارد. به طور کلی، می‌توانیم فرسودگی شغلی را نوعی اختلال بدانیم که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت شخص در معرض فشار روانی، در وی ایجاد می‌شود و نشانه‌های مرضی آن نیز فرسودگی هیجانی، جسمی و ذهنی است. ضمناً عزت‌نفس فرد مبتلا به این عارضه کم می‌شود و احساس ناسودمندی می‌کند.

عزت نفس

عزت نفس در روانشناسی

کاملا واضح است که عزت نفس نقش بسیار مهمی برای موفقیت ما در زندگی و کسب و کار ایفا می کند. عزت نفس پایین می تواند باعث ایجاد احساس شکست خوردگی و یا افسردگی شود. همچنین عزت نفس پایین می‌تواند باعث گرفتن تصمیمات اشتباه، گرفتار شدن در روابط مخرب و یک عمر زندگی بدون استفاده از پتانسیل ها و قابلیت‌های یک فرد شود.در روانشناسی عزت نفس برای توصیف میزانی که یک فرد در مورد خود احساس ارزشمند بودن  می‌کند استفاده می شود. عزت نفس یکی از خصوصیات شخصیتی ماست و معمولا پایدار است . بی دلیل کم و زیاد نخواهد شد. عزت نفس از باورهایی که در مورد خودمان است سرچشمه می گیرد. برای مثال من دست و پا چلفتی هستم یا اینکه نمی توانم رابطه عاطفی موفقی داشته باشم.